حسين علوى مهر

234

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

تفسير مىشود و اين شيوهء معتزله بوده است . 3 . حد وسط ميان دو روش ؛ يعنى در عين استناد به ظواهر كتاب و سنت ، نه مفاد ظاهرى آنها اخذ مىشود تا تشبيه و تجسيم لازم آيد ، و نه براى بيان و چگونگى و حقيقت معناى آنها از روش تأويل استفاده مىشود . بلكه - به عنوان مثال - گفته مىشود : خداوند دست دارد ، ولى چگونگى آن بر ما معلوم نيست ( بلا كيف ) نه مىگوييم : مانند دست بشر است تا « تشبيه » لازم آيد ، و نه مىگوييم : كنايه از قدرت است تا « تأويل » پديد آيد ، بلكه مفهوم آن و معناى آن را به خداوند واگذار مىكنيم ( تفويض ) . ابو الحسن اشعرى ( 260 - 326 ق ) طرفدار و بنيانگذار اين ديدگاه است . او اگر چه در آغاز معتزلى بود و پس از آن به حسب ظاهر ، اهل حديث شد . اما در واقع قصد داشت كه بين اين دو مكتب توافق ايجاد كند ، ولى خود مشرب مستقلى تشكيل داد و اثر شگرفى در ميان افكار اهل سنت گذاشت كه تا امروز بيشتر مسلمانان اهل سنت طرفدار مكتب او مىباشند و اكنون مذهب رسمى اهل سنت در اصول عقايد ، همين مذهب اشعرى است . 4 . شيوهء بين نفى و اثبات ، بدين معنا كه در تفسير آيات متشابه ؛ مانند آياتى كه دربارهء صفات و افعال خداى متعال و مباحث ماوراء طبيعى است ، بايد به خود قرآن مراجعه شود ، زيرا مطابق دستور قرآن بايد آيات متشابه را به محكمات ارجاع داد ، چرا كه محكمات امّ و اصل كتاب هستند و هر چه را اثبات يا از ساحت مقدس پروردگار نفى كنند ، به عنوان اصل مطرح شده و آيات متشابه به آنها ارجاع و طبق آنها معنا خواهد شد . توضيح اين كه در آياتى ، مانند الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى كه عرش را براى خداوند بيان كرده است ، و نيز آيات مشابه آن ، بايد دو ويژگى را رعايت نمود : يكى ويژگى مقامى و اصلى ، و ديگرى ويژگى لفظى و ظاهرى . ويژگى مقامى ، ويژگى اصلى و نشان دهندهء يك مقام است ، مثلا در آيهء فوق ، عرش مقامى است كه تمام فرمان‌ها و احكام از آن مقام صادر مىشود . ويژگى لفظى و ظاهرى ، كه تنها نشان دهنده ظاهر لفظ است ، عرش يعنى تخت و بارگاه بلند كه داراى پايه‌هاى چوبى يا فلزى است كه پادشاهان بر آن جلوس و حكمرانى مىكنند .